X
تبلیغات
رایتل
خوره فیلم
نقد و بررسی فیلم و سریال و ...
قالب وبلاگ

رستگاری در (رهایی از ) شاوشنگ ( The Shawshank Redemption ):

شاید براتون جالب باشه که بهترین فیلم تاریخ سینما و صدرنشین برتر IMDB  ( البته این عنوان تا چند وقت قبل دائم بین این فیلم و فیلم پدرخوانده در حال تعویض و رد و بدل بود ) اولین فیلم بلندیه که دارابونت کارگردانی کرده. این فیلم محصول سال 1994 آمریکا به زبان انگلیسی در کمپانی Castle Rock تولید و در تاریخ 14 اکتبر سال 1994 در امریکا اکران عمومی شد.قسمت زندان در منسفیلد اوهایو آمریکا فیلم برداری شده و در صحنه آخر شاهد جزیره ویرجین آمریکا هستیم.این فیلم در لیست سایت IMDB توسط کاربران این سایت بهترین فیلم شناخته شده و شماره یک هستش

شعار فیلم : ترس میتونه زندونی نگهت داره . امید میتونه آزادت کنه.

کارگردان :  Frank Darabont

بازیگر نقش اصلی مرد : Tim Robbins  در نقش  Andy Dufresne

بازیگر نقش مکمل مرد : Morgan Freeman در نقش  Ellis Boyd 'Red' Redding

نویسندگان Stephen King  و  Frank Darabont



ریتینگ کاربر ( همون نمره معدل که تو پست قبل گفتم ) سایت IMDB برای این فیلم 9.2 از 10 هستش که این نمره از بین 740541 رای ( تا این دقیقه که مینویسم ) بدست اومده.

این فیلم در جشنواره اسکار سال 1995 در 7 رشته از جمله بهترین فیلم ، بازیگر مرد نقش اصلی و نویسندگان نامزد جایزه اسکار شد ولی حتی موفق به دریافت یکی از آنها هم نشد.البته این موضوع ذره ای از ارزش های این فیلم رو کم نمیکنه چون با بدشانسی در مقابل فیلم های قدرتمندی مثل "فارست گامپ" و "قصه های عامه پسند" و بازی محشر "تام هنکس" که اتفاقا نقش اندی اول به اون پیشنهاد شد، قرار گرفتند.

این فیلم غیر از مراسم اسکار در جشنواره های مختلف نامزد دریافت 15جایزه و برنده 13 جایزه دیگر هم شد، که میشه به نامزدی در گلدن گلوپ و گرمی هم اشاره کرد.

جهت مطالعه نقد فیلم به ادامه مطلب رجوع کنید

هشدار : ادامه مطلب اسپویلر فیلمه ( یعنی قصه رو لو میده )

نقطه اتکای فیلم های فرانک دارابونت امید هست که اینو میشه تو فیلم های "مه" و "مسیر سبز" هم دید که هر دو از کارهای بسیار زیبای سینمایی هستن.جمله "امید واقعا بهترین چیز است، با امید میشه زندگی کرد، با امید میشه آینده رو ساخت" یا شعار فیلم تایید کننده این حرفه.

داستان فیلم اتفاقات زندگی اندی رو طی تقریبا 30 سال نشون میده و اینقدر استادانه اینکار رو انجام میده که بیننده همراه وی اتفاقات زندان رو تجربه میکنه و متوجه گذشت زمان نمیشه.فیلم این مسئله رو مدیون فیلم نامه گیرا و بازی زیبای تیم رابینز و بازی محشر مورگان فریمن هم هست.

فیلم با نمایی باز از اندی دوفرین (تیم رابینز) شروع میشه. اندی بیرون باشگاهی منتظر گرفتن انتقام از همسرشه که با یکی دیگه تو باشگاه داره به اندی خیانت میکنه و بعد صحنه محاکمه که اندی رو به قتل همسر متهم میکنه.

اندی به جرم قتل همسرش به زندانی فرستاده میشه به نام شاوشنگ ،در زندان رد (مورگن فریمن) نشون داده میشه که در جلسه ای نشسته تا براش مشخص کنن این 20 سال که تو زندون بوده آدم شده یانه تا خلاصش کنن که نمیشه.در ادامه اندی با رد  که به کار قاچاق کالا از بیرون به داخل زندان مشغوله طرح دوستی می‌ریزه و به کمک اون و چکشی که ازش میگیره، موفق به فرار میشه.

در این بین اندی چند بار با همجنس بازهای زندان که اندی چشمشون رو گرفته درگیر میشه.اندی برای پیشبرد اهدافش اول خودشو پیش رئیس زندان که به دین و انجیل خیلی علاقه داره با گرفتن یک انجیل تو دستش عزیز می‌کنه (و رئیس زندان غافل از اینکه اندی تو انجیل چکشی رو که با اون دیوار رو سوراخ میکنه نگه میداره) ، بعد از چند وقت تو کتابخانه زندان کار می‌کنه و بعدش امور حسابداری (پولشویی و دزدی های) رئیس زندان رو انجام میده .اندی درباره رئیس زندان و کارهاش به رد میگه: من کاری میکنم که نورتون (رئیس زندان) گیر نیفته. من برای اون فردی خیالی درست کردم که هم امضا داره هم شماره شناسایی و گواهینامه و... اگر قانون رو بدونی همه این کارها امکان پذیره. من تا وقتی که نورتون بازنشست بشه اونو به یک میلیونر تبدیل میکنم بدون اینکه گیر بیفته.

بعد از ساخت کتابخانه، اندی کلاسهایی را برای زندانیان ترتیب میده تا دیپلم بگیرن. سال 1965 پسری به اسم تامی ویلیامز وارد زندان میشه، تامی یک روز از رد درباره علت زندانی شدن اندی میپرسد و رد داستان اندی را تعریف میکنه،تامی پیش اندی میره و برای او داستانی از هم سلولی قدیمی خودش رو تعریف میکنه که دونفر را به قتل رسونده، یک زن و یک مرد، مردی که همراه معشوقه اش به قتل رسیده، زنی که همسر یک بانکدار بوده و دادگاه شوهر اون زن رو به عنوان قاتل به زندان انداخته.اندی با شنیدن این موضوع سراغ نورتون میره ولی نورتون میبینه که ممکنه اندی رو از دست بده، اندی رو برای یک ماه به انفرادی می اندازه و با کشتن تامی داستان را تمام میکنه.

اندی با چکش دیوار زندان را میکنه و عکسی رو ( که اتفاقاً عکس "ریتا هیورث" هست و اسم داستان استفن کینگ هم "ریتا هورث و رستگاری در شاوشنگ"هستش ) در جلوی سوراخی که کنده بود قرار میده و پس از بیست سال از آنجا فرار میکنه. رد هم به دنبالش فرار میکنه .

صبح روز بعد از فرار، اندی تمام پول های نورتون رو از بانک خارج میکنه و مدارک این پول شویی را برای پلیس و روزنامه ها میفرسته. نورتون هم خودش رو با گلوله ای بر سر خلاص میکنه.

اندی به زئاتنئو در خلیج مکزیک ، جایی که به رد گفته میره. رد هم بعد از آخرین مصاحبه اش برای آزادی میتونه نظر موافق مصاحبه گران و وکلا را جلب کنه و حکم آزادی خودش را بگیره. رد بعد از آزادی به جایی که اندی گفته میره و جعبه ای رو پیدا میکنه که درش یک نامه و مقداری پوله. در نامه اندی به رد گفته:  من اندی دوفرین در جایی که به تو گفته ام منتظرم و صفحه شطرنجی که داشتم میساختم را آماده خواهم کرد. رد به هم به پیش اندی در خلیج مکزیک میره.


دو دیالوگ جاودان فیلم :

اندی : امید چیز خوبیه، شاید بشه گفت بهترین چیزها، و چیزهای خوب هیچ وقت نمی میرن!

رد : بزار یه چیزی رو بهت بگم رفیق. امید یه چیز خطرناکه . امید می تونه یک مرد رو دیوانه کنه


پایان

 

شنبه 26 فروردین‌ماه سال 1391 ، 12:25 ب.ظ ، آرمین آران ، [ نظرات (9) ]
.: Weblog Themes By Armin Aran :.

لینک های مفید
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 15523